دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۲ - 8:53 - zah -
دیالوگ همیشه یک نفره ام را (....جون دوستت دارم )
هی مرور می کنم تا وقتی به چشم هایت می رسم
حرفی برای گفتن داشته باشم اگر انگشت های هیس
ژست عاشقانه ام را به هم نزند .....
..............................................
ایکاش به جای دلم گلویم تنگ می شد
که راه نفس بسته شود
و من........