جمعه سوم آذر ۱۴۰۲ - 18:4 - zah -
کسی که ازش خوشم میومد و تمام عمرم و هستی ام بود کلا فراموشم کرده .
خیلی وقته ندیدمش و رابطمونو کم رنگ و کم رنگتر و قطع کرد.....
زندگیم از نظم افتاد
شب تا صبح بیدارم
و اگه مجبور نباشم که بیدار شم تا ظهر میخوابم
یهمدتی هیچ کتابی نخوندم
وخلاصه حس میکنم
زندگی یه باتلاقه که توش فرو رفتم
و هر لحظه ممکنه که خفه شم.
😔😌😴