دوشنبه ششم آذر ۱۴۰۲ - 23:56 - zah -
غلط است هر که گوید که به دل ره است دل را
دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد
......................
من زخم تو را به هیچ مرهم ندهم
.................
دل بی رحم تو رحیم شود
گر ز حال دلم شود خبرت
...............
از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم
خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم
.............
دلم را آهنی کردم مبادا عاشقت گردد
ندانستم تو ای ظالم دلی آهنربا داری
..............
من ز فکر تو
به خود نیز نمی پردازم
نازنینا تو دل از من
به که پرداخته ای ؟!