سه شنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۲ - 22:29 - zah -
فکر میکردم که می پرسی کجایی ؟!نیستی ؟!
یا که می پرسی به جز من در خیال کیستی ؟!
فکر می کردم نباشم می شوی دلتنگ من !
یا که می گویی بدور از من به غربت زیستی!
دلبری ،دلداده ای ؟! معشوقه ای ،عاشق کشی ؟!
می شود روشن کنی تکلیف من را .... چیستی ؟!
حق ندارم از تو دلخور باشم از من بگذری ؟!
در کلاس عاشقی صفرم تو اما بیستی !
با نبودت می توان سر کرد اما خب بدان
بین افکارم در این اوقات غم ،کم نیستی
گفته بودی در کنارم می مانی و
فکر می کردم روی قول خود می ایستی ...