شنبه دوم دی ۱۴۰۲ - 20:28 - zah -
سنگدلا ! چرا دگر جور و جفا نمی کنی؟
جور و جفا بکن اگر، مهر و وفا نمی کنی
زخم دگر بنه به دل ، مرهم اگر نمی نهی
درد دگر بده اگر خسته دوا نمی کنی
عهد هر انچه می کنی وعده به هر که می دهی
عهد ز یاد میبری وعده وفا نمی کنی
تیر غمم زدی به جان تا که به خون نشانیم
هر چه کنی بکن بتا ، زانکه خطا نمی کنی
(میدونم و یادمه که گفتی من در حد تو نیستم
و حق تو بیشتر و بهتر از منه . فراموشکار نیستم
همه چیزا. یادم میمونه. با جزئیات .
چون دنبال بهتر از من میگردی و حق هم داری و منم دوستت دارم میخوام ک به حق خودت برسی .
ولی تو هم انتطار نداشته باش ک منم عشق خودم و لگد مال کنم . زود ب زود کسی رو از ته دل دوست ندارم ولی هر کی رفت تو قلبم دیگه توی. قلبم دارمش .
و تو توی قلب منی.
بگرد دنبال اونی ک دوسداری و حقته من ناراحت نمیشم
ولی وقتی بهت نارو میزنن خرد میشم خمیر میشم. روانی میشم همونجور ک دیدی.
اگه میخواستی روانی شدنم و نبینی باید درستی بهم میگفتی برو گم شو نه اینکه ......ولی میگفتی برو گمشو دیگه قطعا مزاحمت نمیشدم ولی همچنان دوستت می داشتم .
از بدبختی و کم شانسی تو من دوس داشتنم و علاقه ام واقعیه و وقتی ک دوس دارم با همه وجودمه . نقش بازی نمیکنم .
و دوس ندارم ک نقش بازی کنم و با نقش دورعین باعث عمری عذاب برای دیگری شوم البته که خدایی هست 😥
بهتر از من مبارکت ولی هر وقت ک بفهمی من با تمام وجودم دوستت دارم و تک تک درات بدنم تو رو صدا میزنه و میخوادت . هر وقت ک دوس داشته باشی من بودم و هستم و خواهم بود .)